الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
109
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) ازرقى در كتاب اخبار مكه طواف عريان را به تصوير مىكشد و مىگويد : آنها طواف را از إساف شروع مىكردند و آن را استلام كرده و سپس ركن اسود را استلام مىنمودند و سپس كعبه را در سمت راست خويش قرار مىدادند و هفت شوط آن را طواف مىكردند پس از اتمام طواف ، حطيم يا ركن حجر الاسود را استلام مىكردند و آنگاه اعمالشان به اتمام مىرسيد و لباس خويش را پوشيده و مىرفتند . « 1 » ( 2 ) مورخ مشهور ، كلبى ( متوفاى 206 ه ) دينهاى قبل از اسلام را به تفصيل بازگو كرده و گفته است : « حمير ، خورشيدپرستى و كنانه ، ماهپرستى مىكرد » و قيس ، شعرى را و لخم ، مشترى را و طىّء ستارهء سهيل و اسد ، عطارد و تميم دبران را پرستش مىكردند و بنو مليح ، جن را مىپرستيدند ؛ ولى در مجموع اكثر عربها بتپرستى مىكردند . ( 3 ) اوّلين كسى كه بت را به مكه آورد ، عمرو بن لحىّ بود و در ابتدا مىگفتند : « ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى » « 2 » : ما اينها را نمىپرستيم مگر براى اين كه ما را به خدا نزديك كنند . سپس قدرتى پايينتر از قدرت الهى در آنها ديدند و براى همين به هنگام مسافرت آنها را لمس و مسح مىكردند و بعضى از سنگهاى صحرا را انتخاب مىكردند و مىپرستيدند ؛ چنان كه بعضى ديگر را به عنوان پايهء ديگ خويش به كار مىبردند . آنها عقيده داشتند كه هديهء قربانى به بتها باعث رضايت آنها مىشود و هرگاه كه حيوانى را براى بتها قربانى مىكردند ، خود را با خون آن متبرّك مىساختند و به أزلام نزد اين بتها قسم مىخوردند . أزلام تيرهايى بود كه بعضى از آنها را فعل و بعضى ديگر را ترك مىدانستند و پس از انتخاب ؛ هر كدام كه خارج مىشد ، بدان عمل مىكردند . در اين ميان كعبه به عنوان معبدى مركزى براى بتها درآمده بود و بيش از سيصد و شصت بت در آن وجود داشت كه از جملهء آنها لات ، عزّى و مناة بود كه قريش آنها را دختران خدا مىدانست و آنها را پرستش مىكرد . لات به نوبهء خود ، مادر ساير بتها بود و در طائف استقرار داشت و امّا مناة ، خداى عمرها و أجلها بود و بين مكه و مدينه مستقر بود . » « 3 »
--> ( 1 ) . همان . ( 2 ) . زمر ( 39 ) ، 3 . ( 3 ) . الاصنام ، ص 22 .